زين الدين محمود واصفى
485
بدايع الوقايع ( فارسى )
در كوفان هرات امير خليل [ نام ] ميرزادهاى بود كه در پنج دروازهء هرات و نه بلوك خراسان سرآمد بود . همه پهلوانان او را در يتيمى مسلم مىداشتند . و او را داعيه شد كه با مفرد جنگ چوب كند . پيش ميرزا آمد وقتى كه مفرد نبود . گفت : مرا داعيهء آن است كه با مرفد شما جنگ كنم . ميرزا خندان شدند و گفتند : ما را مرفدى نيست ، مفردى است . اگر جنگ مىكنيد شما مىدانيد . ناگاه مفرد پيدا شد . ميرزا فرمود كه : جناب سيدزاده « 1 » مير خليل ( 92 b ) را با تو داعيهء جنك است ، چه مىگوئى ؟ گفت : [ مصرع ] با آل على هركه درافتاد برافتاد مرا چهحد آنكه به سگان « 2 » آن آستان جنگ كنم . مير خليل گفت : اى قلندر مهمل مگوى و بهانه مجوى ، اگر خواهى و اگرنه من با تو جنگ مىكنم . مفرد گفت اى سيد آن مقدار كه خواهيد چوب بر سر و ديدهء من زنيد تا غايتى كه مانده شويد يا خشم شما فرونشيند . من خود با شما جنگ نمىكنم . اين بگفت و از مجلس [ ميرزا هردو ] بيرون آمدند . در بيرون باغ زاغان امير خليل با يتيمان خود هجوم نموده مفرد را در ميانه گرفتند و هژده زخم كارد و خنجر بر وى رسانيدند . خبر به ميرزا رسيد ، حكم فرمود كه مير خليل را هركجا بينند به تير زنند ، هيچكسى نپرسد . بعضى هواداران مير خليل را پنهان كردند . و مفرد را ميرزا پيش خود طلبيد و جراحان را جمع ساختند . ميرزا فرمود كه : اگر اين را علاج نمايند آنچه مراد شماست از خزانه انعام من شما را ميسر است . جراحان [ جراحتهاى ] او را ملاحظه كردند گفتند : همه علاج دارد ، اما رودهء او پاره شده علاج آن « 3 » متعذر است . زيرا كه آن را « 4 » به سوزن نمىتوان دوخت . ميرزا فرمود كه : استاد شيخ حسين جراح
--> ( 1 ) - نسخ ديگر موافق با نسخه اساس است ( 2 ) - بقيه نسخ : با سگان ( 3 ) - A ، C : او ( 4 ) - A ، C : او را